خرید بک لینک
چقدر مسخره اس که هنوزم وقتی میخوام از پشت نقاب حرف بزنم میام اینجا ! دچار روزمرگی کسل کننده و بالا پایین شدن رو زندگی ام ، یه روز روی قله و تو اوج با حس قدرت زیاد و آزادی و سرشار از عشق و امید و حال خ

برچسب: نویسنده: میلاد زارعی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 23:12

بعضیا هستن مثل یه سگ به دنیا میان ، مثل سگ زندگی میکنن ، مثل سگ میمیرن ، پدرمو میگم !

برچسب: نویسنده: میلاد زارعی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 23:12

میدونی بعد چن وقت رفتم جاده چالوس ، چقدر فاز داد بهم ، لطفا همینجوری خوب بمون !

-------------------

پی نوشت : چی میشه که یه دختر وسط س * س گریه میکنه ؟! اونم نه یه بار نه دوبار ، هر سری !

برچسب: نویسنده: میلاد زارعی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 23:12

من برای آدمی که دوسش دارم میشم حال بهم زن ترین آدم دنیا ، تو توجه و محبت و عشق خفه اش میکنم انقدر بهش میرسم که حالش بهم بخوره ، از بس که خرم ، دست خودم نیست خوب من همین گوهی ام که هستم نمیتونم جلوی خو

برچسب: نویسنده: میلاد زارعی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 23:12

هفت سال طول کشید تا من به یکی دیگه بگم عاشقتم ...

1398/11/23

برچسب: نویسنده: میلاد زارعی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 23:12

من همیشه تو روابط عاطفیم ریدم ، با تمام وجودم ! بهترین تجربه هارو با کسایی داشتم که کوچیک ترین حسی بهشون نداشتم ! اما عوضش ، عوضش هرکی و از ته قلبم دوست داشتم به فا ک دادم ، انقدر تو محبت و توجه خفه ا

برچسب: نویسنده: میلاد زارعی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 23:12

همه چیز خیلی خوب پیش میره ، ولی من استرس خراب شدنش و دارم ! خیلی زیاد ، مثل قبل ...
انقدر برام مهم شده که از خیلی چیزا براش گذشتم ، انقدر برام مهم شده که میخوام هر روز حس کنه خوشبخت تر از این نمیشه ...

برچسب: نویسنده: میلاد زارعی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 23:12

صفحه بندی